کتاب الله شناسی نوشته «مرحوم علامه آیت الله حاج سید محمد حسین حسینی طهرانی» حاوی دو مقدمه است؛ در مقدمه اول ابتدا نکاتی دربارهٔ معرفت خدا و عبودیت بیان میکنند (این قسمت از مقدمه توسط «حضرت آیت الله حاج سید محمد صادق حسینی طهرانی حفظه الله» در ضمن مباحث کتاب «گلشن احباب» شرح داده شده است.) سپس درباره سیر مباحث دوره علوم و معارف اسلام نکاتی را بیان مینمایند و در مقدمه دوم نکاتی دربارهٔ علت تاخیر تدوین کتاب الله شناسی ذکر میفرمایند.
بسم الله الرّحمن الرّحیم
حمد بیحدّ و سپاس بیعدّ، اختصاص به ذات مقدّس حضرت حقّ جلّ و علا دارد که کاخ هستی و جهان آفرینش را برای تکامل وجود انسان آفرید، و انسان را برای عبادت ذات اقدس خود. [۱] وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ.[۲] و حقیقت عبادت، بدون شناخت حقیقت عبودیّت و معرفت حاصل نشود. پس معرفت ذات او سبحانه و تعالی و اسماء حسنی و صفات عُلیای او، از جمله علل غائیّه و نهائیّه پیدایش عالم تکوین است. و مقصد اقصی و هدف اسنای از معرفت، خضوع و خشوع در مقابل حضرت حیّ قیّوم، و صبغه عبودیّت به خود گرفتن، و لباس ذلّ و مسکنتِ بندگی در قبال عزّ کبریائیّت او پوشیدن، و تمام عوالم وجود را آیه و مرآت حقّ دیدن، و از کریوههای خودمنشی بیرون آمدن و به ذروه اعلای اقرار و اعتراف و فناء و اندکاک در وحدانیّت ذات حقّ رسیدن است. وَ عَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَیِّ الْقَیُّومِ وَ قَدْ خابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْماً. [۳]
و تحیّات زاکیات و صلوات مبارکات بر انبیاء عظام و فرشتگان ملأ اعلی باد که با اعانت و یاری در ارسال وحی و تبلیغ آن به بنی نوع انسان، افراد بشر را از زندان سبعیّت و بهیمیّت و شیطنت رهانیده، و به طرق معرفت و شناخت عبودیّت وارد کرده، و او را مستعدّ و قابل بهرهبرداری از جمیع مواهب الهیّه و تمتّعات سبحانیّه نمودهاند. بالاخصّ سیّد رُسل و هادی سُبل و عقل کلّ، بدایة البدایات و نهایة النّهایات: حضرت مُحمّد بنِ عبدِ الله صلّی الله علیه و آله و سلّم؛ و صِنو، و شقیق، و وصیّ، و وزیر، و صِهر، و ولیّ، و برادر، و خلیفهاش: علیّ بن أبی طالب أمیر المؤمنین که گوی سبقت را از همگان ربوده، و در مقام عزّ حضرت ذو الجلال نشسته، و لوای حمد را بدست خود برافراشته، و حائز مقام محمود و شفاعت کبری شدهاند.
و بر اولاد طاهرین آنها، ائمّه معصومین سلام الله علیهم أجمعین؛ لا سیّما حضرت بقیّة الله فی الارضین حُجّة بنِ الحسنِ العسکریّ أرواحنا فداه، که امام زنده، و واسطه فیض، و مفیض رحمت و وجود از عالم بالا، و پخش آن به ماهیّات امکانیّه، و توسیع نور رحمت الهیّه از مقام غیب الغیوب و کنز مخفیّ به شبکههای عالم کثرات، به مقدار قابلیّت و استعداد میباشند. وَ إِنْ مِنْ شَیْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ. [۴]
«و هیچ چیز وجود ندارد مگر آنکه خزینههای آن در نزد ما موجود میباشد. و ما آن را فرود نمیآوریم مگر به اندازه معلوم و معیّن.» و برحسب اراده و مشیّت حق تعالی و تقدّس، آن خزائن جُود و رحمت را به ذرّه ذرّه از ماهیّات عالم وجود، نازل و به هر یک بقدر قوّه و اندازه مقرّره، توزیع و معیّن داشتهاند. مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکاةٍ فِیها مِصْباحٌ الْمِصْباحُ فِی زُجاجَةٍ الزُّجاجَةُ کَأَنَّها کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ. [۵]
باری، چون این حقیر ناچیز از زمان مراجعت از نجف اشرف که در شهر شوّال المکرّم سنه یکهزار و سیصد و هفتاد و شش بود، [۶] تا بحال که ماه ربیع الاوّل از سنه یکهزار و چهار صد هجریّه قمریّه است، مدار بحث و گفتگوی خود را با برادران و عزیزان روحانی و سروران ایمانی، بر اساس تفسیر آیات قرآن و بحث و تنقیح روایات وارده از معصومین صلوات الله و سلامه علیهم أجمعین قرار داده و أحیاناً با بحثهای فلسفی و علمی از یک طرف و با مذاکرات ذوقی و عرفانی از طرف دیگر، تطابق آیات الهیّه و اخبار نبویّه و حقائق، چه از ناحیه استدلال فکریّ و ذهنیّ و چه از ناحیه وجدان و مشاهده ضمیر، روشن و آشکارا میشد. و بارها در ادوار مختلف، دورههائی از بحثها در پیرامون مسئله توحید و ولایت و معاد و تفسیر بسیاری از قرآن کریم و بسیاری از مسائل فقهیّه و علمیّه داشتهایم. و با وجود مراجعه بر تفاسیر که به سی دوره بالغ میشد، بیشتر از همه تفسیر «المیزان فی تفسیر القرآن» تألیف حضرت استادم: آیة الله العظمی علّامه سیّد محمّد حسین طباطبائی تبریزی أمدَّ اللهُ فی ظلالهِ السّامیةِ موجب بحث و نظر قرار میگرفت. و حقّاً این تفسیر در نزد حقیر بسیار مُعجب و زیبا و عالی و لطیف است، و در میان سائر تفاسیر جلوه خاصّی دارد. لذا در اوّل وهله بر آن شدیم که یک دوره تفسیر قرآن به زبان پارسی و با قلم و انشاء سلیس- نه بطور ترجمه- از «المیزان» که حاوی جمیع مطالب و نکات آن تفسیر باشد تحریر شود، تا برادران پارسی زبان از منابع حقائق این تفسیر استفاده شایان بنمایند.
سپس از این منظور، به جهاتی انصراف حاصل شد؛ و بنا بر آن گذاردیم که در هر یک از مباحث اعتقادی و احکام عبادی و مسائل اخلاقی و اجتماعی، جدا جدا رسالهای بنگاریم که در هر یک از آنها بطور مستوفی از آن موضوع و احکام وارده در آن، بحث شود تا با مطالعه آن، اشکالات و شبهات و سؤالات مرتفع گردیده و بطور واضح و روشن، اطّلاعات کافی و وافی در جوانب آن مسئله را روشنگر باشد.
مجموع این رسالهها در حدود صد رساله میشد؛ مانند رساله اعجاز قرآن و اعجاز انبیاء و رساله شفاعت، و رساله ولایت، و رساله امامت و زعامت، و رساله نبوّت و رسالههای جداگانه در احوال و سیره ائمّه معصومین سلام الله علیهم أجمعین، و رساله برزخ و رساله قیامت، و رساله حشر و قیام انسان عند الله، و رساله میزان، و رساله صراط، و رساله بردگی در اسلام، و رساله نماز، و رساله وجوب عینی و تعیینی نماز جمعه در هر زمان، و رساله روزه، و حجّ، و جهاد و حکومت، و رساله قرضالحسنه و ربا، و مالکیّت و طرق مشروع و غیر مشروع آن، و رساله حقوق بطور کلّی، و رساله حقوق زن، و غیر ذلک از مباحث دینی و علمی که مورد نیاز و احتیاج مبرم جوانان امروز و نسل آینده ماست.
ولی مع الاسف با کثرت مشاغل علمی و شواغل اجتماعی که بطور متفرّق و پراکنده مرا بدون اختیار به خود مشغول میداشت، انجام این مهمّ جز چند رساله صورت نگرفت. لیکن بطرز دیگری که شاید از نقطه نظر اهمّیّت نیز کمتر از آن طرز نبود، خداوند مستعان عنایت فرمود تا همان مطالب قرآنی و تفسیری و روائی و علمی و اجتماعی و تاریخی و اخلاقی، بصورت یک دوره علوم و معارف اسلام بحث و گفتگو شود. و مباحث و مذاکرات، تحریر و تدوین و به تدریج در دسترس إخوان عزیز قرار گیرد. این دوره از علوم که در قسمت اعتقادیّات شامل قسمتهای اللهشناسی و امامشناسی و معادشناسی است، از سه موضوع مهمّ: مسئله توحید و ولایت و معاد بحث میکند.
و در قسمتهای احکام و مسائل شامل بحث در پیرامون قرآن، و نماز، و روزه، و حجّ، و مسجد، و دعا، و ربا، و رویت هلال در شهر رمضان و لزوم اشتراک در آفاق نسبت به دخول شهر جدید، و در پیرامون قضاء و جهاد و حکومت زن و تفسیر آیه: الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَی النِّساءِ، و بعضی از احکام دیگر است که بیشتر آن مباحث تحریر و تدوین شده، و انشاءالله تعالی در دسترس مطالعه قرار خواهد گرفت.
از حضرت ربّ ودود، خدای منّان مسألت داریم که ما را توفیق دهد تا در انجام این مهمّ ساعی و کوشا بوده، و از بذل جُهد و استفراغ وُسع دریغ ننموده، و این عمل ناچیز را به کرم و فضل خود قبول فرماید، و ما را تأیید و تسدید فرماید.
إلَهِی ... وَ أَلْحِقْنَا بِعِبَادِکَ الَّذِینَ هُمْ بِالْبِدَارِ إلَیْکَ یُسَارِعُونَ، وَ بَابَکَ عَلَی الدَّوَامِ یَطْرُقُونَ، وَ إیَّاکَ فِی اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ یَعْبُدُونَ، وَ هُمْ مِنْ هَیْبَتِکَ مُشْفِقُونَ؛ الَّذِینَ صَفَّیْتَ لَهُمُ الْمَشَارِبَ، وَ بَلَّغْتَهُمُ الرَّغائِبَ، وَ أَنْجَحْتَ لَهُمُ الْمَطَالِبَ، وَ قَضَیْتَ لَهُمْ مِنْ فَضْلِکَ الْمَآرِبَ، وَ مَلَأتَ لَهُمْ ضَمَائِرَهُمْ مِنْ حُبِّکَ، وَ رَوَّیْتَهُمْ مِنْ صَافِی شِرْبِکَ؛ فَبِکَ إلَی لَذِیذِ مُنَاجَاتِکَ وَصَلُوا، وَ مِنْکَ أَقْصَی مَقَاصِدِهِمْ حَصَّلُوا. [۷]
بار پروردگارا! راه خود را برای ما آسان کن، بهطوریکه غیر از تو نبینیم و نشناسیم. و ذات و هستی ما را به مقام فنا برسان، تا شائبهای از انانیّت و استکبار در وجودمان نباشد، و سراپا بنده محض و عبدِ رقّ تو بوده باشیم. بمحمّدٍ و آلهِ الطّاهرینَ، و صلواتُکَ و تسلیماتُکَ علَیهم أجمعینَ، و السّلامُ علَینا و علَی عبادِ اللَّهِ الصّالحینَ، و الحمد للّه ربّ العالمین.
در مورّخه ربیع المولود سنه ۱۴۰۰ قمریّه
سیّد محمّد حسین حسینیّ طهرانیّ
بسم الله الرّحمن الرّحیم
درود و تحیّت بر پیغمبر اکرم خاتم الانبیاء و المرسلین محمّد، و بر وصیّ والاتبار و اولاد امجاد او باد؛ و لعنت و شتم و دورباش از رحمت حقّ بر دشمنان و معاندان و غصبکنندگان حقوقشان از زمان حاضر إلی یوم المعاد.
همانطوریکه در مقدّمه نخستین ملاحظه فرمودید، حقیر بر آن بود تا از ماه ربیع الاوّل سنه یکهزار و چهارصد هجریّه قمریّه شروع به تحریر و کتابت قسمت «اللهشناسی» از دوره علوم و معارف اسلام بنماید و مرتّباً مجلّدات آن را بحول و قوّه الهی منتشر سازد، و پس از آن به سائر قسمتها از علوم و معارف که شرح داده شده است مبادرت ورزد؛ امّا خداوند این چنین اراده نفرموده بود.
حقیر در همان سال، بعد از دو ماه یعنی در روز بیست و ششم ماه جمادی الاولی به مهاجرت مشهد مقدّس، و آستانبوسی و تکحیل کُحل و سرمه خاک پای زوّار حضرت امام هشتم علیّ بن موسی علیهما و علی آبائِهما و أولادِهما جمیعُ صلواتِ اللهِ و ملائکته المُقرّبین و أنبیائِه المرسلین و عبادِه الصّالحین من الآنَ إلی قیام یوم الدّین، موفّق آمدم، و بار نیاز خود را یکسره در این عتبه ملائک پاسبان فرود آوردم؛ و با کمال التماس به مقام قدس و طهارت و علوّ درجات آن حضرت از وی درخواست فقیرانه و عاجزانه نمودم که من قادر بر تشخیص صلاح و فساد خود نیستم و راه صواب را از خطا نمیشناسم؛ اینک با شفاعت و مدد شما از خداوند جلّتْ عظمتُه و عَلَتْ آلاؤُه مسألت دارم تا خودش دستم را بگیرد و از هزاهز و فتن آخرالزّمان برهاند و آنی به خود وامگذارد؛ و اللهُ المُستعانُ.
آن حضرت روحی فداه پذیرفتند، و در مراقبت از هر گونه به نحو اتمّ و اکمل نه به مقدار گدائی من، بل به قدر سلطنت و کرامت خویشتن مرحمت فرمودند.
از جمله آنچه به قلم تقدیر آمده بود آن بود که دوره اللهشناسی پانزده سال به تعویق افتاد؛ و اینک که باز طالع ماه ربیع المولود از سنه یکهزار و چهارصد و پانزده هجریّه قمریّه سر بر آورده است، موفّق به شروع آن شدهام؛ حال تا کجا روح یاری دهد و قلم توانائی، خدا داند و بس! حضرت مولی الموحّدین و سرور قلوب العاشقین أمیر المؤمنین علیه السّلام میفرماید: عَرَفْتُ اللَّهَ سُبْحَانَهُ بِفَسْخِ الْعَزَائِمِ وَ حَلِّ الْعُقُودِ وَ نَقْضِ الْهِمَم.[۸]
«من خداوند سبحانه را شناختم به گسستن تصمیمها و ارادههائی که انسان درباره بجا آوردن کاری که میخواهد بجای بیاورد پیدا میکند، و به گسیختن و پاره نمودن نیّتها و جزمهائی که انسان دارد، و به شکستن همّتها و قصدهائی که انسان در خود بوجود آورده است.»
روزی حقیر به محضر مبارک استادمان حضرت آیتالله علّامه طباطبائی قدَّس اللهُ سرَّه الزّکیَّة معروض داشتم: بسیار اتّفاق میافتد که انسان اراده بجا آوردن فعل نیکی را دارد، و اسباب و شرائط هم موافق آمده و موانع هم از میان رخت بربسته است؛ و در حسن فعل و نیکوئی آن کار هم ابداً شکّی ندارد، و اهتمام میکند برای انجام آن، تا نزدیک است به مرحله جزمیّه و اراده قطعیّه برسد ناگهان بدون هیچ علّت و سببی خود انسان از تصمیمش بر میگردد و انصراف پیدا میکند! و سپس خودش هم متعجّب میگردد که چرا اینطور شد؟! و این مانع که فقط برگشت نیّت من بود، از چه راه پدیدار گردید؟! و بالاخره فکرش به جائی نمیرسد. استاد رضوان الله علیه در پاسخ فقط یک جمله افاده فرمودند که: بله، همینطور میباشد که میگوئید!
حقیر در بدو تحریر مباحث، اراده داشت دوره اللهشناسی را مقدّم بدارد بر جمیع مباحث اعتقادی از مبحث امامشناسی و مبحث معادشناسی و سائر مباحث فلسفی و عرفانی و اخلاقی و علوم و فقه و تاریخ و تفسیر، زیرا الله مقدّم است بر عالم وجود به تقدّم تکوینی؛ و باید در وضع هم تحریر مطابق تکوین بوده باشد. امّا خداوند اراده نکرد و نخواست، تا در این مدّت پانزده سال بِحمدِه و منّتِه قسمت امامشناسی در هجده جلد، و قسمت معادشناسی در ده جلد، اینها از دوره معارف؛ و از دوره علوم در قسمت اخلاق و حکمت و عرفان: رساله سیر و سلوک منسوب به بحر العلوم با مقدّمه و تعلیقه حقیر، و رساله لبُّ اللُباب در سیر و سلوک اولی الالباب، و کتاب توحید علمیّ و عینیّ، و مهر تابان، و روح مجرّد؛ و در قسمت ابحاث تفسیری: رساله بدیعه، و ترجمه رساله بدیعه، و رساله نوین؛ و در قسمت ابحاث علمی و فقهی: رِسالَةٌ حَوْلَ مَسْأَلَةِ رُؤیَةِ الهِلالِ، و کتاب وظیفه فرد مسلمان در احیای حکومت اسلام، و کتاب ولایت فقیه در حکومت اسلام در چهار جلد، و کتاب نور ملکوت قرآن در چهار جلد از دوره أنوار الملکوت، و نامه پیش نویس قانون اساسی، و کتاب نگرشی بر مقاله بسط و قبض تئوریک شریعت دکتر عبد الکریم سروش، و رساله نکاحیّه: کاهش جمعیّت، ضربهای سهمگین بر پیکر مسلمین؛ و در قسمت ابحاث تاریخی: لمعاتُ الحسین علیه السّلام، و هدیّه غدیریّه: دو نامه سیاه و سپید را تحریر، و أغلب آنها به طبع رسیده است. وَ مَا تَوْفِیقِی إِلَّا بِاللَّهِ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَ إِلَیْهِ أُنِیبُ.
۱. در افاده این معنی، آیاتی در قرآن کریم اجمالًا وارد است؛ مثل آیه: أَ لَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَکُمْ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ. (صدر آیه ۲۰، از سوره ۳۱: لقمان) و آیه:وَ سَخَّرَ لَکُمْ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً مِنْهُ.(صدر آیه ۱۳، از سوره ۴۵: الجاثیة) و آیه: وَ سَخَّرَ لَکُمُ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ دائِبَیْنِ وَ سَخَّرَ لَکُمُ اللَّیْلَ وَ النَّهارَ. (آیه ۳۳، از سوره ۱۴: إبراهیم) و آیه: هُوَ الَّذِی خَلَقَ لَکُمْ ما فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً. (صدر آیه ۲۹، از سوره ۲: البقرة). و در حدیث قدسی آمده است: عَبْدی! خَلَقْتُ الأشْیاءَ لأجْلِکَ؛ وَ خَلَقْتُکَ لأجْلی.(کلمه الله، ص ۱۶۹، از مشارق أنوار الیقین حافظ رجب برسی)
۲. آیه ۵۶، از سوره ۵۱: الذّاریات
۳. آیه ۱۱۱، از سوره ۲۰: طه
۴. آیه ۲۱، از سوره ۱۵: الحجر
۵. قسمتی از آیه ۳۵، از سوره ۲۴: النّور
۶. حقیر در این تاریخ به طهران برای زیارت مرقد مطهّر حضرت علیّ بن موسی الرّضا علیه آلافُ الثّناء مشرّف شدم که پس از زیارت و ملاقات اساتید سابق در حوزه قم و دیدار ارحام و اقرباء در آن ایّام که فصل تابستان فرا رسیده بود، دوباره به نجف اشرف مراجعت کنم، زیرا خانه و أثاث البیت و جمیع متعلّقات در نجف بود. امّا چون بنا شد در طهران اقامت کنم، لهذا این زمان را زمان مراجعت قرار دادم؛ و گرنه پس از سپری شدن تابستان باز به نجف مراجعت نمودم و در آنجا ماندم تا منزل به فروش رفت، و زمان بازگشت به طهران در اواسط ماه جمادی الاولی یکهزار و سیصد و هفتاد و هفت هجریّه قمریّه بود. و از این زمان رفتن به مسجد و درس و بحث مرتّب و پیدرپی ادامه داشت.
۷. فقراتی از مناجات مریدین است، که از جمله مناجات خمس عشرة میباشد که منسوب به حضرت سجّاد علیه السّلام است. و مرحوم شیخ حرّ عاملی آن را در «صحیفه ثانیه سجّادیّه» طبع سنگی، ص ۳۰ و ۳۱ آورده است.
۸. «نهج البلاغة» حکمت ۲۵۰؛ و از طبع صبحی صالح- بیروت، طبع دوّم (سنه ۱۳۸۷) صفحه ۵۱۱؛ و در صفحه ۷۲۱ در شرح لغات گوید: الْعَزائِم: جَمعُ عَزیمَة، وَ هی ما یُصَمِّمُ الإنسانُ علَی فِعلِهِ؛ و فَسخُ العَزائِم: نَقضُها. العقُود: جَمعُ عَقْد بِمعنَی النّیَّةِ، تَنعَقِدُ علَی فِعلِ أمرٍ.