اولیاء خدا، تحت شعاع معصومین

گلشن احباب جلد هشتم - جلسه صد و سوم؛ اولیاء خدا، تحت شعاع معصومین علیهم‌السّلام.

أعوذُ بِاللَهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم

بِسمِ اللَهِ الرَّحمَنِ الرَّحیم

الحَمدُ لِلَّهِ رَبِّ العالَمینَ و صَلّی اللَهُ عَلی سَیِّدِنا مُحَمّدٍ و ءَالِهِ الطَّیِّبینَ الطّاهِرینَ

و لَعنَةُ اللَهِ عَلی أعدآئِهِم أجمَعینَ مِنَ الأَنَ إلی قیامِ یَومِ الدّینِ

و لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلاّ بِاللَهِ العَلیِّ العَظیم

اولیاء خدا هرچقدر هم که مقامشان بالا رود و به لقاء پروردگار مشرّف شوند باز تحت‌الشّعاع ائمّه معصومین صلوات‌الله‌علیهم‌أجمعین قرار دارند.

قیاس‌ننمودن اولیاء خدا با اهل بیت علیهم‌السّلام

مرحوم علاّمه والد رضوان‌الله‌تعالی‌علیه می‌فرمودند: هیچ‌گاه نباید دوستان خدا و اولیاء خدا با امام علیه‌السّلام در یک مرتبه قرار بگیرند، أبداً! گرچه در عالم توحید دوئیّت راه ندارد أمّا در عالم کثرت اولیاء خدا نسبت به ائمّه پائین‌تر بوده، تحت‌الشّعاع ایشان قرار دارند.

«نَحْنُ أَهْلَ البَیْتِ لایُقاسُ بِنا أَحَدٌ»[۱] هیچ‌کس با ما اهل بیت قیاس نمی‌شود.

بعضی به مرحوم علاّمه والد عرض می‌کردند: آقا ما به مشهد آمدیم که هم به زیارت امام رضا علیه‌السّلام مشرّف شویم و هم خدمت شما برسیم. آقا به شدّت ناراحت می‌شدند و می‌فرمودند: همه‌اش برای زیارت امام رضا علیه‌السّلام است.

یا خدمت آقا عرض می‌کردند: این مریض را آوردیم تا شما شفا بدهید. آقا ناراحت می‌شدند و می‌فرمودند: این حرف را نزنید و أصلاً تفوّه به این حرف جائز نیست!

این قضیّه را کراراً نقل می‌فرمودند که: شخصی خدمت مرحوم قاضی رضوان‌الله‌تعالی‌علیه مشرّف شده عرض کرد: آقا من که به نجف آمدم أمیرالمؤمنین علیه‌السّلام را زیارت نکردم و اوّل خدمت شما رسیدم. مرحوم قاضی هم او را طرد کرده و تا آخر عمر نپذیرفتند چون إسائه ادب کرده بود؛ امام را رها کرده و پیش مرحوم قاضی آمده بود و تفوّه به این معنا هم می‌کرد. چه اشکالی از این بالاتر؟! چه اشکالی از این بالاتر؟!

لذا مرحوم علاّمه والد می‌فرمودند: دوستان و رفقا که به مشهد مشرّف می‌شوند، بعد از تهیّه مکان، غسل زیارت کرده و اوّل به حرم مشرّف شوند، بعد اگر خواستند به منزل ما بیایند مانعی ندارد. و این را قید کرده بودند که حتماً اوّل به زیارت مشرّف شوند.

شخصی بعد از ورود به مدینه خدمت امام صادق علیه‌السّلام رسید و عرضه داشت: جُعِلْتُ فِداکَ أَتَیْتُکَ و لَم‌أَزُرْ أَمیرَالمؤمنینَ عَلَیهِ‌السّلامُ فدایتان شوم! خدمت شما رسیدم و در مسیر أمیرالمؤمنین علیه‌السّلام را زیارت نکردم.» حضرت فرمودند: بِئْسَ ما صَنَعْتَ خیلی کار زشتی کردی!» لَولا أَنّکَ مِن شیعَتِنا ما نَظَرْتُ إلَیکَ «[۲] اگر تو از شیعیان ما نبودی أبداً به تو توجّه نمی‌کردم.

وقتی امام معصوم می‌فرماید: چون أمیرالمؤمنین علیه‌السّلام أفضل هستند ادب اقتضا می‌کند اوّل خدمت ایشان مشرّف شوید، به طریق أولی باید درباره غیرمعصوم این معنا رعایت شود ولو اینکه آن غیرمعصوم حائز مقام قرب إلهی باشد.

ادب آیة‌الله بروجردی (ره) نسبت به امام زمان علیه‌السّلام

مرحوم علاّمه والد رضوان‌الله‌تعالی‌علیه از آیة‌الله بروجردی خیلی تعریف می‌کردند و می‌فرمودند: ایشان بسیار بزرگوار بود، عالمی عامل و متّقی بود. و این قضیّه را از ایشان نقل می‌فرمودند که: روزی در ایّام محرّم و صفر کنار حوض بیرونی مشغول وضوگرفتن بودند و دسته‌های سینه‌زنی به بیرونی منزل ایشان می‌آمدند و عزاداری کرده می‌رفتند که یک شخصی با صدای بلند می‌گوید: برای سلامتی امام زمان و حضرت آیة‌الله‌العظمی بروجردی صلواتی ختم کنید! و همه صلوات می‌فرستند.

ایشان وضوی خود را رها می‌کنند و با عصبانیّت کنار پنجره اتاق آمده با صدای بلند می‌گویند: چه کسی اسم من را قرین اسم مولای من امام زمان علیه‌السّلام قرار داد؟ برود بیرون! برود و دیگر أبداً به اینجا نیاید!

این ماجرا ایمان ایشان را می‌رساند، ادب ایشان را نسبت به امام زمان علیه‌السّلام می‌رساند. آقای بروجردی هرچقدر که علمیّتشان بالا رود و هرقدر زهد و تقوایشان بیشتر باشد، باز شاگرد و خادم آن مکتب هستند.

لزوم رعایت ادب نسبت به امام علیه‌السّلام

این را عرض کردم تا سروران متوجّه این نکته باشند که وقتی به حرم می‌روید اوّل به زیارت امام رضا علیه‌السّلام مشرّف شوید بعد به سر مزار مرحوم علاّمه والد رضوان‌الله‌تعالی‌علیه بروید. اینکه اوّل قصد رفتن بر سر مزار ایشان بکنید و بعد به خدمت حضرت امام رضا علیه‌السّلام مشرف شوید اشتباه بزرگی است و خود ایشان هم از چنین کاری بیزارند. بله اگر کسی به‌طور غیرعمدی مسیرش قبل از تشرّف به محضر حضرت از کنار مزار ایشان عبور می‌کرد، مانعی ندارد که توقّف کرده و فاتحه‌ای قرائت کند.

خلاصه آنکه: همان‌طور که ایشان و همه اولیاء در عالم تکوین زیر چتر امام علیه‌السّلام بوده و آستان‌بوس ائمّه علیهم‌السّلام هستند، باید در مقام زیارت و عرض ادب نیز همین مراتب مراعات شود.

مرحوم علاّمه والد قدّس‌سرّه وصیّت فرموده بودند و دوست داشتند پشت‌سر و پائین پای حضرت دفن شوند تا بعد از وفات نیز در سایه وجود مقدّس حضرت امام رضا علیه‌السّلام باشند و خدا هم روزیشان کرد. از این ادب ایشان همه باید درس بگیریم.

بندگی و تواضع

خداوند إن‌شاءالله به همه ما توفیق دهد که در مقام اطاعت و بندگی او باشیم و همیشه خودمان را از همه، پائین‌تر ببینیم، کمتر ببینیم! بنده باشیم و آقا نباشیم! عبد باشیم، مولی نباشیم تا خدا ما را آقا کند!

هرکسی بندگی خدا بکند خدا او را آقا می‌کند. نباید أصلاً این معنا در ذهن و نفس انسان باشد که بخواهیم آقا شویم، نه! آن کسی‌که با بندگی خدا آقا شود در خودش آقائی نمی‌بیند و تا أبد بنده است! کسی‌که بنده شد و این قید رِقّیت در گردن او افتاد تا أبد بنده است؛ أشهَدُ أَنّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ و رَسولُهُ.

بنده را پادشاهی نیاید

از عدم کبریائی نیاید

بندگی را خدائی نیاید

از گدا جز گدائی نیاید

من گدا من گدا من گدایم

از عدم حرف هستی نشاید

دعوی کبر و مستی نشاید

خاک را جز که پستی نشاید

از فنا خودپرستی نشاید

من فنا من فنا من فنایم[۳]

این از أشعار مرحوم آیة‌الله میرزا حبیب‌الله خراسانی است. اگر دیوان ایشان را ندارید إن‌شاءالله تهیّه نمائید که بسیار عالی و راقی است! ایشان بسیار بزرگوار بودند! آقا وقتی این أشعار را می‌خواندند می‌فرمودند: ایشان از علمای جان‌دار بودند.

از بنده که پادشاهی نمی‌آید، بنده بایستی بندگی کند! از بنده خدائی نمی‌آید؛ بعضی از بنده‌ها نعوذ بالله ادّعای خدائی می‌کنند بلکه از خدا خود را بالاتر می‌دانند! نمی‌گویند خدا هستیم، ولی عملشان عمل خدائی است!

بنده بایستی بندگی کند؛ اگر انسان بخواهد به لقاء پروردگار مشرّف شود بایستی نفس خود را خرد و له کند! آقا می‌فرمودند: باید زیر سنگ آسیا آن را له کرده روغنش را بگیرد تا دیگر نتواند سرش را بلند کند و دیگر وجود و هستی‌ای نداشته باشد.

هستی انسان را می‌گیرند؛ هرکس حاضر است بسم الله! این گوی و این میدان! بسم الله. خدا این میدان را برای همه از اوّل خلقت تا آخر خلقت مهیّا کرده است. چقدر وارد این میدان شدند و این گوی‌ها را زدند! خیلی از آنها به هدف إصابت کرد و خیلی هم إصابت نکرد.

مژگان تو تا تیغ جهانگیر برآورد

بس کشته دل‌زنده که بر یکدگر افتاد[۴]

«وَ السَّبِقُونَ السَّبِقُونَ * أُولَئِکَ الْمُقَرَّبُونَ [۵] «پیشی‌گیرندگان در أعمال صالحه، پیشی‌گیرندگان در غفران و رحمت خداوند هستند و ایشان مقرّبان درگاه إلهی می‌باشند.

خدا به برکت محمّد و آل محمّد به ما توفیق دهد که نفس خود را مهار کنیم و إن‌شاءالله به این دستوراتی که از ائمّه طاهرین صلوات‌الله‌علیهم‌أجمعین رسیده عمل نمائیم.

اللهمّ صَلّ علی محمّد و ءَال محمّد و عجِّل فرجَهم و العَن عدوَّهم

پانویس

۱. عیون‌أخبارالرّضا علیه‌السّلام، ج۲، ص۶۶.

۲. الکافی، ج۴، ص۵۸۰

۳. دیوان‌حاج‌میرزاحبیب‌خراسانی، ص۵۳ و ۵۴.

۴. دیوان‌حافظ، ص۸۲ ، غزل ۱۸۲.

۵. آیه ۱۰ و ۱۱، از سوره ۵۶: الواقعة.

مطالب جدید