گلشن احباب جلد هشتم - مجلس صدویازدهم فضیلت زیارت حضرت أمیرالمؤمنین علیه السلام.
أعوذُ بِاللَهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَهِ الرَّحمَنِ الرَّحیم
الحَمدُ لِلَّهِ رَبِّ العالَمینَ و صَلّی اللَهُ عَلی سَیِّدِنا مُحَمّدٍ و ءَالِهِ الطَّیِّبینَ الطّاهِرینَ
و لَعنَةُ اللَهِ عَلی أعدآئِهِم أجمَعینَ مِنَ الأَنَ إلی قیامِ یَومِ الدّینِ
و لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلاّ بِاللَهِ العَلیِّ العَظیم
درباره فضیلت زیارت أمیرالمؤمنین علیهالسّلام روایات متعدّدی داریم. یکی از آنها روایتی است که محمّدبنمسلم از امام صادق علیهالسّلام نقل میکند که آن حضرت فرمودند:
ماخَلَقَ اللَهُ خَلْقًا أَکثَرَ مِنَ المَلَآئِکَةِ و إنّهُ لَیَنزِلُ کُلَّ یَوْمٍ سَبْعونَ أَلْفَ مَلَکٍ فَیَأتونَ البَیْتَ المَعمورَ فَیَطوفونَ بِهِ فَإذا هُم طافوا بِهِ نَزَلوا فَطافوا بِالکَعْبَةِ فَإذا طافوا بِها أَتَوْا قَبْرَ النَّبِیِّ صَلَّیاللَهُعَلَیهِوءَالِهِوسَلَّمَ فَسَلَّموا عَلَیهِ ثُمَّ أَتَوْا قَبْرَ أَمیرِالمؤمنینَ عَلَیهِالسّلامُ فَسَلَّموا عَلَیهِ ثُمَّ أَتَوْا قَبْرَ الحُسَینِ عَلَیهِالسّلامُ فَسَلَّموا عَلَیهِ ثُمَّ عَرَجوا و یَنزِلُ مِثْلُهُم أَبَدًا إلَی یَوْمِ القِیَمَةِ.
«خداوند هیچ موجودی را بیشتر از ملائکه خلق نفرمود. (در روایات داریم که همراه هر قطره بارانی که از آسمان میبارد ملکی هست که او را به این عالم میآورد. [۱] تمام ذرّات و تمام موجودات این عالم تحت سیطره ملائکه هستند و ملائکه این عالم را تدبیر میکنند.) و هر روز هفتادهزار ملک از جانب پروردگار نازل میشوند و به بیتالمعمور رفته، آنجا را طواف میکنند.
پس از طواف بیتالمعمور به این عالم نازل شده کعبه را طواف میکنند، بعد از طواف خانه خدا بهسوی قبر پیغمبر اکرم صلّیالله علیهوآلهوسلّم میروند و به آن حضرت سلام عرض میکنند، سپس به طرف قبر أمیرالمؤمنین علیهالسّلام آمده به ایشان سلام میکنند و از آنجا کنار قبر امام حسین علیهالسّلام میروند و ایشان را زیارت کرده، سلام و درود میفرستند و در نهایت به موطن خودشان عروج میکنند. و هرروز هفتادهزار ملک مانند این ملائکه نازل میشوند و به همین منوال تا روز قیامت ادامه دارد.»
سپس محمّدبنمسلم میگوید: و قالَ عَلَیهِالسّلامُ: مَن زارَ أَمیرَالمؤمنینَ عارِفًا بِحَقِّهِ غَیرَ مُتَجَبِّرٍ و لا مُتَکَبِّرٍ کَتَبَ اللَهُ لَهُ أَجْرَ مِائَةِ أَلْفِ شَهیدٍ وَ غَفَرَ اللَهُ لَهُ ما تَقَدَّمَ مِن ذَنْبِهِ و ما تَأَخَّرَ و بُعِثَ مِنَ الأَمِنینَ و هُوِّنَ عَلَیهِ الحِسابُ و اسْتَقْبَلَهُ المَلَآئِکَةُ، فَإذا انْصَرَفَ شَیَّعَتْهُ إلَی مَنزِلِهِ فَإن مَرِضَ عادوهُ و إن ماتَ تَبِعوهُ بِالاِسْتِغْفارِ إلَی قَبْرِهِ.
قالَ: و مَن زارَ الحُسَینَ عَلَیهِالسّلامُ عارِفًا بِحَقِّهِ کَتَبَ اللَهُ لَهُ ثَوابَ أَلْفِ حَجَّةٍ مَقبولَةٍ و أَلْفِ عُمْرَةٍ مَقْبولَةٍ و غَفَرَ لَهُ ما تَقَدَّمَ مِن ذَنْبِهِ و ما تَأَخَّرَ. [۲]
«حضرت امام صادق علیهالسّلام فرمودند: هرکس عارف به حقّ أمیرالمؤمنین علیهالسّلام باشد و به زیارت ایشان مشرّف شود درحالیکه تجبّر و تکبّر ندارد، (خودش را نگرفته و برای خودش لباس آقائی نپوشیده و با تواضع و مسکنت به زیارت مشرّف میشود) [۳] خداوند چندین پاداش برای او در نظر میگیرد.
اوّل: کَتَبَ اللَهُ لَهُ أَجْرَ مِائَةِ أَلْفِ شَهیدٍ. «خداوند برای او اجر صدهزار شهید مینویسد.»
دوم: و غَفَرَ اللَهُ لَهُ ما تَقَدَّمَ مِن ذَنْبِهِ و ما تَأَخَّرَ. «خداوند گناهان گذشته و آینده او را میبخشد.»
أمیرالمؤمنین چه دریای رحمتی است! کسیکه ایشان را زیارت کند گناهان از صفحه دل او محو میشود، به نحوی که دیگر قابلیّت گناه در زمانهای آینده پیدا نمیکند؛ یعنی این صفحه دل انسان که باید نقطه سیاه گناه را به خود بگیرد دیگر این سیاهی را به خود نمیگیرد.
این دریای رحمت و این فیض وجودی أمیرالمؤمنین علیهالسّلام آنقدر مطهّر است که گناهان آینده و گذشته را پاک میکند!
در روایات حج داریم: که اگر کسی حج مشرّف شود، رَجَعَ مِن ذُنوبِهِ کَهَیْئَةِ یَوْمٍ وَلَدَتْهُ أُمُّهُ. [۴] باز میگردد درحالیکه گناهان گذشته او پاک گشته مانند روزی که از مادر متولّد شده است.» أمّا آیا گناهان آینده او هم پاک میشود؟!
بله، در بعضی روایات بیان شده است که: لایُکتَبُ عَلَیهِ الذَّنْبُ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ. [۵] شخصی که حجّ انجام داده است تا چهار ماه برای او گناه نوشته نمیشود.» یعنی اثر وجودی حجّ و فیض وجودی حج طهارت قلب است به نحوی که این قلب گناهپذیر نیست؛ اگر هم گناه کند برای او نوشته نمیشود!
به این مثال دقّت کنید. اگر دست آلوده خود را در یک لیوان آب تمیز بزنیم آلوده میشود. بله، شاید در مرتبه اوّل نشان ندهد أمّا اگر دو مرتبه این دست آلوده را در لیوان بزنید آب کدر میشود و آن صافی خود را از دست میدهد! حال اگر ظرف بزرگتری باشد چند بار هم که دست آلوده به آن بزنیم تغییری در آن به چشم نمیخورد؛ مانند حوضی که در مساجد است و پر آب زلال است، نمازگزاران که با آب آن وضو میگیرند روز اوّل تغییری نمیکند، بله چند روز که میگذرد و جمعیّت مردم با آن وضو میگیرند این آب کدر میشود.
زیارت خانه خدا و حجّ بیتالله به قلب انسان صفائی میدهد که به این زودیها این دل نقش گناه به خود نمیگیرد؛ اینکه در روایت میگوید: لایُکتَبُ عَلَیهِ الذَّنْبُ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ. «تا چهار ماه گناه برای او نوشته نمیشود.» به این معنی است.
مراد از این تعابیر این نیست که تکلیف از انسان برداشته میشود و انسان میتواند حجّ انجام بدهد بعد هم برود و گناه کند، نه! گناه عقوبت دارد، کیفر دارد! این روایت میخواهد مقدار طهارتی که از حج حاصل میشود را ترسیم و تبیین کند.
زیارت أمیرالمؤمنین علیهالسّلام درجهاش به مراتب از حج بیشتر است، چراکه در این روایت صحیحه بیان میکند: و غَفَرَ اللَهُ لَهُ ما تَقَدَّمَ مِن ذَنْبِهِ و ما تَأَخَّرَ. «خداوند گناهان گذشته و آینده او را میبخشد.»
شاید بشود روایت را اینگونه معنا کنیم و بگوئیم: کسیکه أمیرالمؤمنین را عارفاً بِحقِّه زیارت کند قدمش دنبال گناه نمیرود، چشم و گوشش دنبال گناه نمیرود؛ یعنی طهارت قلبیّه و طهارت سرّیه و روحیّهای برای او حاصل میشود که نمیتواند دنبال گناه برود!
ولی اینگونه معناکردن خلاف ظاهر روایت است، چون روایت میگوید: گناهان آینده او بخشیده میشود؛ یعنی گناه میکند و بخشیده میشود، نه اینکه أصلاً به دنبال گناه نمیرود.
سوم: و بُعِثَ مِنَ الأَمِنینَ. «مبعوث میشود درحالیکه جزء آمنین است.» یعنی در أمن إلهی قرار دارد!
چهارم: و هُوِّنَ عَلَیهِ الحِسابُ. «هنگام محاسبه أعمال بر او سهل و آسان گرفته میشود.»
پنجم: و اسْتَقْبَلَهُ المَلَآئِکَةُ. «ملائکه به استقبال او میآیند.» هنگامیکه به زیارت أمیرالمؤمنین علیهالسّلام مشرّف میشود ملائکه از او استقبال میکنند.
ششم: فَإذا انْصَرَفَ شَیَّعَتْهُ إلَی مَنْزِلِهِ. «هنگامیکه از زیارت برمیگردد ملائکه او را تا منزل همراهی و مشایعت میکنند.»
هفتم: فَإن مَرِضَ عادوهُ. «اگر مریض شود ملائکه به عیادت او میآیند.»
هشتم: و إن ماتَ تَبِعوهُ بِالاِسْتِغْفارِ إلَی قَبْرِهِ. «اگر از دنیا برود ملائکه او را تا قبر تشییعکرده و برای او طلب رحمت و استغفار میکنند.»
بعد حضرت میفرمایند: و مَن زارَ الحُسَینَ عَلَیهِالسّلامُ عارِفًا بِحَقِّهِ کَتَبَ اللَهُ لَهُ ثَوابَ أَلْفِ حَجَّةٍ مَقبولَةٍ و أَلْفِ عُمْرَةٍ مَقبولَةٍ و غَفَرَ لَهُ ما تَقَدَّمَ مِن ذَنْبِهِ و ما تَأَخَّر.
«کسیکه امام حسین علیهالسّلام را عارفًا بحقّه زیارت کند برای او ثواب هزار حجّ مقبول و هزار عمره مقبوله مینویسند و تمام گناهان گذشته و آینده او را میبخشند!»
روایت ششم همین باب (بابُ فَضلِ زیارَةِ أمیرِالمؤمنینَ صَلواتُاللهِعلَیهِ و الصّلَوةِ عِندَه) روایتی است که مُعَلَّیبنِأبیشِهاب از امام صادق علیهالسّلام نقل میکند که حضرت فرمودند:
قالَ الحَسَنُ لِرَسولِ اللَهِ صَلَّیاللَهُعَلَیهِوءَالِهِوسَلَّمَ: یا أَبَهْ! ما جَزآءُ مَن زارَکَ؟ فَقالَ رَسولُ اللَهِ صَلَّیاللَهُعَلَیهِوءَالِهِوسَلَّمَ: یا بُنَیَّ! مَن زارَنی حَیًّا و مَیِّتًا أَو زارَ أَباکَ کانَ حَقًّا عَلَی اللَهِ عَزَّوجَلَّ أَنأَزورَهُ یَوْمَ القِیَمَةِ فَأُخَلِّصَهُ مِن ذُنوبِهِ. [۶]
«امام حسن علیهالسّلام به رسول خدا صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم عرضه داشت: ای پدر جان! پاداش کسیکه تو را زیارت کند چیست؟ حضرت رسول صلّیاللهعلیهوءَالهوسلّم فرمودند: ای فرزندم! کسیکه مرا در حال حیات یا در ممات زیارت کند و یا پدرت یعنی أمیرالمؤمنین علیهالسّلام را زیارت کند، حقّی بر خداوند است که من او را در روز قیامت زیارت کنم، و او را از گناهانش نجات دهم.»
در روایت هشتم همین باب، امام صادق علیهالسّلام میفرمایند: إنّ إلَی جانِبِ کوفانَ قَبْرًا ماأَتاهُ مَکروبٌ قَطُّ فَصَلَّی عِندَهُ رَکْعَتَیْنِ أَو أَرْبَعَ رَکَعاتٍ إلاّ نَفَّسَ اللَهُ عَنهُ کُرْبَتَهُ و قَضَی حاجَتَهُ. قُلْتُ: قَبْرُ الحُسَینِبْنِعَلیٍّ؟ فَقالَ بِرَأْسِهِ: لا! فَقُلْتُ: فَقَبْرُ أَمیرِالمؤمنینَ؟ قالَ بِرَأْسِهِ: نَعَمْ! [۷]
«در جانب کوفه قبری است که هیچ صاحب کرب و صاحب مشکل و غم و غصّهای نیست که آن قبر را زیارت کند و دو رکعت یا چهار رکعت نماز در نزد آن قبر بخواند إلاّ اینکه خداوند کرب او را از بین برده و حاجت او را قضا میکند.
راوی میگوید: عرض کردم: آیا مراد شما قبر امام حسین علیهالسّلام است؟ حضرت سرشان را بالا برده و فرمودند: نه! سپس گفتم: مراد شما قبر أمیرالمؤمنین علیهالسّلام است؟ حضرت سرشان را پائین آورده فرمودند: بلی!»
و در روایتی دیگر امام صادق علیهالسّلام میفرمایند: مَن زارَ أَمیرَالمؤمنینَ ماشیًا کَتَبَ اللَهُ لَهُ بِکُلِّ خُطْوَةٍ حَجَّةً و عُمْرَةً، فَإن رَجَعَ ماشیًا کَتَبَ لَهُ بِکُلِّ خُطْوَةٍ حَجَّتانِ و عُمْرَتانِ. [۸]
«کسیکه با پای پیاده أمیرالمؤمنین علیهالسّلام را زیارت کند خداوند به هر قدمی که برمیدارد یک حجّ و یک عمره برای او مینویسد و اگر باز با پای پیاده برگردد خداوند به هر قدمی که بر میدارد دو حجّ و دو عمره برای او مینویسد!»
امام صادق علیهالسّلام میفرمایند: یابْنَمارِدٍ! مَن زارَ جَدّی عارِفًا بِحَقِّهِ کَتَبَ اللَهُ لَهُ بِکُلِّ خُطْوَةٍ حَجَّةً مَقبولَةً و عُمْرَةً مَبرورَةً. یابْنَمارِدٍ! وَاللَهِ ما یُطعِمُ اللَهُ النّارَ قَدَمًا تَغَبَّرَتْ فی زیارَةِ أَمیرِالمؤمنینَ عَلَیهِالسّلامُ ماشیًا کانَ أَو راکِبًا. یابْنَمارِدٍ! اکْتُبْ هَذا الحَدیثَ بِمآءِ الذَّهَبِ. [۸]
«ای پسر مارد! کسیکه جدّ مرا زیارت کند درحالیکه عارف به حقّ آن حضرت باشد (یعنی مؤمن به آن حضرت باشد و بداند که آن حضرت خلیفه بلا فصل رسول خدا صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم هست) خداوند به هر قدمی که این زائر برمیدارد یک حجّ و یک عمره مقبوله برایش مینویسد.
ای پسر مارد! قسم به خدا! خداوند قدمی را که در زیارت أمیرالمؤمنین علیهالسّلام غبارآلوده شده باشد طعمه آتش قرار نمیدهد! چه با پای پیاده به زیارت رفته باشد و چه سواره! ای پسر مارد! این حدیث را با آب طلا بنویس!»
و در روایت سیزدهم این باب، امام صادق علیهالسّلام میفرمایند: نَحنُ نَقولُ بِظَهْرِ الکوفَةِ قَبْرٌ مایَلوذُ بِهِ ذو عاهَةٍ إلاّ شَفاهُ اللَهُ. [۱۰]
«ما قائل به این هستیم که در پشت کوفه قبری هست (یعنی همان قبر أمیرالمؤمنین علیهالسّلام) که هیچ مریض و دردمندی به او پناه نمیآورد مگر اینکه خداوند به او شفا عنایت میکند!»
گفتیم وقتی کسی أمیرالمؤمنین علیهالسّلام را عارفاً بحقّه زیارت کند، غَفَرَ اللَهُ لَهُ ما تَقَدَّمَ مِن ذَنْبِهِ و ما تَأَخَّرَ. «خداوند گناهان گذشته و آینده او را میبخشد!»
وقتی حضرت میفرمایند: به هر قدمی که زائر برای زیارت أمیرالمؤمنین علیهالسّلام برمیدارد یک حجّ و یک عمره مقبوله نوشتهمیشود، چه استبعادی دارد که خداوند گناهان گذشته و همه گناهان آینده این زائر را محو کرده و مورد غفران قرار بدهد؟!
عدم امکان مقایسه زیارت أمیرالمؤمنین علیهالسّلام، با دنیا و آخرت زیارت أمیرالمؤمنین علیهالسّلام زیارتی است که دنیا و آخرت معادل با او نیست؛ یعنی اگر دنیا و آخرت را در یک کفّه میزان بگذاریم و زیارت أمیرالمؤمنین علیهالسّلام را در کفّه دیگر قرار دهیم، مسلّماً زیارت أمیرالمؤمنین علیهالسّلام سنگینی میکند! زیارت امام حسین علیهالسّلام هم همینطور است و فرقی نمیکند!
البتّه منظور از آخرت همان لذائذ حسّی آخرت است، نه وجود حضرت رسول الله و أمیرالمؤمنین علیهمالسّلام که همنشینی با این بزرگوران در آخرت مقوله دیگری است.
بعضی از دوستان سؤال میکنند که: برای ما میسّر نیست که به زیارت مشرّف شویم و اهل بیتمان مقداری طلا دارد، اشکالی ندارد که طلا را بفروشیم و به زیارت مشرّف شویم؟
چه اشکالی دارد؟! حتماً بفروشید! وقتی اهل بیت شما با رضایت خودش میخواهد طلا را بفروشد و به زیارت حضرت أمیر علیهالسّلام و زیارت امام حسین علیهالسّلام مشرّف شود چه اشکالی دارد؟! این همه روایت داریم که ترغیب و تحریص به زیارت امام حسین علیهالسّلام و أمیرالمؤمنین علیهالسّلام میکنند! آیا با طلا مقایسه میشود؟! با همه امور دنیا قابل قیاس است؟!
الحمد للّه خداوند قسمت کرد و مشرّف شدیم و در جمیع مشاهد نائبالزیاره جمیع دوستان و رفقا بودیم و دعا کردیم. هروقت به حرم مشرّف شدیم تنها برای خودمان نگرفتیم! برای همه دوستان گرفتیم؛ و مسلّماً همه دوستانی که همراه ما مشرّف نشدند و ما در خدمتشان نبودیم، همانطور که خودمان بهره بردیم به همان نحو ایشان هم بهره بردند.
مرحوم علاّمه والد رضواناللهتعالیعلیه میفرمودند: سابقاً بعضی از این دراویش میرفتند و میخواندند و کشکولشان را پر میکردند و آخر سر میآمدند و همه هرچه را آورده بودند را روی هم میریختند و بهطور مساوی تقسیم میکردند! و أصلاً فکر نمیکردند که این کشکول پر بوده و آن یکی نصفه هست یا ثلث آن پر شده است!
یا میفرمودند: سابقاً بعضی از دزدها که میرفتند دزدی، بعد که برمیگشتند همه هرچه به دست آورده بودند را میریختند و مساوی تقسیم میکردند. بله! دزدهای سابق غیردزدهای حالا بودند! دزدهای سابق لوطی بودند! جوانمردی داشتند!
مانند ماجرای دعبل که دزدها دعبل را همراه با قافله گرفتند و وقتی فهمیدند دعبل در میان قافله است، یکی از ایشان به سرعت نزد رئیس دزدها رفت که از شیعیان بود و مشغول نماز و عبادت بالای تپّهای بود. (بله! مشغول عبادت بود. نماز میخواندند و عبادت میکردند.) نمازش که تمام شد، به او گفت: دعبل در میان این قافله است.
رئیس دزدها خودش آمد و دعبل را دید و از او تقاضا کرد که قصیدهای را که در مدح اهل بیت علیهمالسّلام سروده بود برایشان بخواند. وقتی دعبل قصیده را خواند، دستهای دعبل و قافله را باز کرد و دستور داد به برکت وجود دعبل تمام آنچه از قافله گرفته بودند را به ایشان برگردانند. [۱۱]
اینها دزد بودند! أمّا این دزدها را خدا عاقبت به خیر میکند، چون ولایت دارند، ولایت أمیرالمؤمنین علیهالسّلام، ولایت امام رضا علیهالسّلام؛ خدا به اینها توفیق توبه میدهد!
مانند علی گندابی که چون قلبش پاک بود و یک رشته ارتباطی با خدا و اهل بیت داشت، بعد از همه جنایاتی که انجام داده بود خدا نجاتش داد. آن مقداری که دزدی کرده بود را به صاحبانش برگرداند و یا ایشان را راضی کرد، بعد به کوه و بیابان زد و گریه میکرد!
در راه خدا هم همینطور است! هر لقمهای که میخورند، لقمههای معنوی، غذاهای معنوی که میخورند با هم تقسیم میکنند! همانطور که خوبیها با هم تقسیم میشود ناراحتیها نیز با هم تقسیم میشود.
روایت نفیسی درباره مسأله «قبض» برایتان بخوانم خاطر شریفتان باشد! درباره اموری که باعث قبض و گرفتگی انسان میشود چند جلسهای صحبت کردیم. [۱۲] اگر انسان به کسی ظلم کند یا مرتکب گناه و قطع رحم شود موجب قبض میگردد که مفصّل بحث کردیم.
روایتی است از جابربنیزید جُعفی که از أخصّ اصحاب امام باقر علیهالسّلام است، نقل میکند که خدمت حضرت عرض کردم: یابْنَ رَسولِ اللَهِ! أَهتَمُّ مِن غَیرِ مُصیبَةٍ تُصیبُنی أَو أَمْرٍ نَزَلَ بی حَتَّی تَعرِفُ ذَلِکَ أَهْلی فی وَجْهی و یَعرِفُهُ صَدیقی. «ای پسر رسول خدا! گاهی بدون جهت غمی بر دلم مینشیند و غصّهدار میشوم، به نحوی که خانواده و دوستانم متوجّه میشوند.»
حضرت فرمودند: نَعَمْ یا جابِرُ! «بله، همینطور است، ای جابر!» میگوید: عرضه داشتم: و مِمَّ ذَلِکَ یابْنَ رَسولِ اللَهِ؟ «علّت این غم و غصّه چیست؟» حضرت فرمودند: و ما تَصنَعُ بِذَلِکَ؟ «چکار داری؟!» عرضه داشتم: أُحِبُّ أَنأَعلَمَهُ. «دوست دارم بدانم!»
سپس حضرت فرمودند: یا جابِرُ! إنّ اللَهَ خَلَقَ المؤمنینَ مِن طینَةِ الجِنانِ و أَجرَی فیهِم مِن ریحِ روحِهِ، فَلِذَلِکَ المؤمن أَخو المؤمن لاِءَبیهِ و أُمِّهِ؛ فَإذا أَصابَ تِلْکَ الأَرْواحَ فی بَلَدٍ مِنَ البُلْدانِ شَیْءٌ حَزِنَتْ عَلَیهِ الأَرْواحُ لاِءَنّها مِنه. [۱۳] خداوند مؤمنین را از طینت جنان (از گل بهشت) خلق نموده است و از نسیم روح خود در ایشان دمیده است و به این جهت است که مؤمن برادر مؤمن است! آن هم برادر پدر و مادری!»
خیلی عجیب است! ممکن است دو برادر فقط پدرشان یا مادرشان یکی باشد که رابطه اینها خیلی دور است نسبت به دو برادری که هم پدرشان یکی است و هم مادرشان. حضرت میفرمایند: مؤمنین با هم برادر پدر و مادری هستند!
در روایت است که: وقتی امام زمان علیهالسّلام ظهور میکنند بین برادران دینی إرث تقسیم میکنند، [۱۴] أمّا اینکه به چه صورتی تقسیم میکنند باید در جای خودش بحث شود. یا در بعضی از روایات است که: مؤمنین از برادر هم به یکدیگر نزدیکترند، [۱۵] البتّه آنهائی که به درجه ایمان رسیده و ارتباطشان را حفظ نمودهاند.
حضرت میفرمایند: فَإذا أَصابَ تِلْکَ الأَرْواحَ فی بَلَدٍ مِنَ البُلْدانِ شَیْءٌ حَزِنَتْ عَلَیهِ الأَرْواحُ لأَنّها مِنهُ. «هنگامیکه به آن أرواح در شهری از شهرها ناراحتی برسد سائر أرواح هم ناراحت میشوند، چون از یک طینت هستند.» در مشرق عالم که به یک مؤمن ناراحتی وارد شده و قلبش مکدّر گردد در مغرب عالم مؤمن دیگری ناراحت میشود.
یاد جواب نامهای که مرحوم آقای حدّاد رضواناللهتعالیعلیه برای مرحوم علاّمه والد نوشته بودند افتادم که در ضمن آن مینویسند: «چرا دلت از من گرفته؟! وقتی دلت از من گرفته میشود، قبض بر بنده حاصل میشود.»[۱۶]
وقتی بین دو مؤمن ارتباط هست، ناراحتی هر کدام برای دیگری حال قبض ایجاد میکند، هرکجا که باشند، مسافت ملاک نیست، این شرق عالم باشد و آن غرب عالم. ارتباطی که بین مؤمنین هست ارتباطی مسافتپیما و زمانپیماست، أصلاً خارج از زمان و مکان است و زمان و مکان برای او تصوّر نمیشود؛ فوق زمان و مکان است.
پس ممکن است بدون علّت ظاهری برای مؤمن حال قبض ایجاد شود، البتّه این هم علت دارد و علّتش همان قبض و ناراحتی است که برای مؤمنی دیگر پیداشده و علّت درونی نیست که خدای نکرده بهواسطه گناه یا قطع رحم ایجاد شود، نه! بیجهت، در خانه خودش نشسته و خیلی هم شاد و خوشحال است، یک دفعه برای او حال قبض پیش میآید.
این کسیکه در روایت به امام میگوید: برای من قبض پیش آمد، جابربنیزید جُعفی است که از اصحاب سرّ امام باقر علیهالسّلام است. اینطور نیست که برای هر مؤمنی این حالت پیش بیاید، نه! باید ارتباط باقی باشد!
نگاه دار سر رشته تا نگهدارد[۱۷]
مرحوم علاّمه والد رضواناللهتعالیعلیه در زمانهای سابق درباره شبهای قدر و سائر شبهائی که مستحبّ است بیدار بمانیم میفرمودند:
چند نفر از دوستان و رفقا بیایند و با هم عبادت کنند که اگر یکی خسته شد و دقائقی به خواب رفت، از عبادت دیگران که مشغول عبادت هستند به او برسد! چرا؟ چون اینها با هم برای عبادت جمع شدهاند، پس همه با هم هستند و همه با هم مشغولند. این بلند شود عبادت کند و آن خوابش بگیرد به او میرسد و همینطور در یکدیگر اثر میگذارند.
پس بنابراین مؤمنینی که دلهایشان با هم متّحد است؛ چنانکه فرموده:
جان گرگان و سگان از هم جداست
متّحد جانهای شیران خداست[۱۸]
آنهائی که یک مسیر را میروند، آنهائی که جز خدا هدفی ندارند، آنهائی که فقط خدا و توحید را میخواهند، اینها هرچه عبادت کنند تقسیم میشود و خدای ناکرده اگر خلافی هم انجام دهند باز تقسیم میشود! وقتی اتّحاد برقرار شد شما میخواهید کاسبی کنید یا متضرّر شوید فرقی نمیکند تقسیم میشود.
و اینکه حضرت به جابر فرمودند: اگر به یکی از مؤمنین ناراحتی و ناگواری برسد دیگری هم حال غم و غصّه پیدا میکند، مراد از ناگواری أعمّ است از ناگواری نسبت به امر دنیائی یا نسبت به امر دینی، پس اگر خلافی انجام داده باشد باز میرسد. البتّه وقتی کسی خلافی مرتکب شود حزن و اندوه آن به دیگران میرسد، نه اینکه مسؤولیّت گناه بر عهده دیگری هم بیاید.
خدایا! به برکت محمّد و آل محمّد به همه ما توفیق بده تا در مسیر تو قدم برداریم و همیشه به یاد تو باشیم و آنی و کمتر از آنی از تو غافل نگردیم!
خلاصه اینکه: لازم است انسان بیشتر زحمت بکشد؛ بیداری شبش را داشته باشد، نماز شبش را داشته باشد، تهجّدش را داشته باشد، به این اکتفا نکند که آقای حدّاد رضواناللهتعالیعلیه فرمودند: «ما برای ایشان ریش میجنبانیم.»[۱۹]
نه! ائمّه أطهار صلواتاللهعلیهم میفرمودند: أَعینونی. «من را کمک کنید!» أمیرالمؤمنین علیهالسّلام میفرمایند: أَعینونی بِوَرَعٍ و اجْتِهادٍ. [۲۰] «با ورع و اجتهاد مرا کمک کنید!» یعنی من که بارِ شما را میکشم شما از آن طرف نکشید، شما هم کمک کنید!
خدا ما را از آن شیعیانی قرار ندهد که وقتی أمیرالمؤمنین علیهالسّلام بارِ آنها را به طرف آخرت میکشد آنها به این طرف دنیا میکشند! بارِ ما را که أمیرالمؤمنین علیهالسّلام میکشد ما هم حضرت را کمک کنیم!
خداوند إنشاءالله به همه ما توفیق دهد که از شیعیان خالص آن بزرگوار باشیم! إنشاءالله به آن درجاتی که دوستانش را رسانده؛ به مقام فنای در خودش که آرزوی دیرینه ماست برساند. خداوند همه ما را به درجات عالیه از طهارت إنشاءالله برساند!
اللهمّ صَلّ علی محمّد و ءَال محمّد و عجِّل فرجَهم و العَن عدوَّهم
۱. در تفسیرصافی آورده است که: رسول خدا صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم فرمودند: یَنزِلُ مَعَ کُلِّ قَطرَةٍ مَلَکٌ یَضَعُها فی مَوضِعِها الَّذی أمَرَهُ بِهِ رَبُّهُ عَزَّوجَلَّ. ( تفسیرالصّافی، ج۱، ص۱۰۱)
۲. بحارالأنوار، ج۹۷، ص۲۵۷.
۳. در روایت است که: وقتی حضرت امام صادق علیهالسّلام همراه صفوان به زیارت أمیرالمؤمنین علیهالسّلام مشرّف شدند، به او فرمودند: قَصِّرْ خُطاکَ و ألْقِ ذَقَنَکَ إلی الأرضِ. (همانمصدر، ج۹۷، ص۲۷۹)
«قدمهای خود را کوتاه بردار و چانه خود را به طرف پائین بیانداز!» یعنی با حال مسکنت و تواضع قبر مطهّر أمیرالمؤمنین علیهالسّلام را زیارت کن!
۴. الکافی، ج۴، ص۲۵۲.
۵. همانمصدر، ص۲۵۵.
۶. بحارالأنوار، ج۹۷، ص۲۵۹.
۷. همانمصدر، ص۲۶۰.
۸. همانمصدر.
۹. همانمصدر.
۱۰. همانمصدر، ص۲۶۱.
۱۱. عیونأخبارالرّضا علیهالسّلام، ج۲، ص۲۶۴.
۱۲. رجوع شود به: گلشنأحباب، ج۱، مجلس دوم تا پنجم، ص۷۹ تا ۱۵۱.
۱۳. بحارالأنوار، ج۵۸، ص۱۴۷.
۱۴. منلایحضرهالفقیه، ج۴، ص۳۵۲.
۱۵. أبوبصیر میگوید: از امام صادق علیهالسّلام شنیدم که میفرمایند: المؤمن أخو المؤمن کَالجَسَدِ الواحِدِ إنِ اشتَکَی شَیئًا مِنهُ وَجَدَ ألَمَ ذلِکَ فی سآئِرِ جَسَدِهِ و أرواحُهُما مِن روحٍ واحِدَةٍ و إنّ روحَ المؤمن لاَءَشَدُّ اتِّصالاً بِروحِ اللهِ مِنِ اتِّصالِ شُعاعِ الشَّمسِ بِها. ( الکافی، ج۲، ص۱۶۶)
علاّمه مجلسی (ره) در ذیل این روایت میفرمایند: «کَالجَسَدِ الواحِدِ کأنّه علیهالسّلامُ تَرَقَّی عنِ الإخوةِ إلی الاتّحادِ أو بَیّنَ أنّ إخوتَهم لیست مثلَ سآئرِ الأخواتِ بل هم بمنزلةِ أعضآء جسدٍ واحدٍ تَعلّقَ بها روحٌ واحدةٌ.
فکما أنّه یَتألّمُ عضوٌ واحدٌ یَتألّمُ و یَتعطّلُ سآئرُ الأعضآءِ، فکذا یَتألّمُ واحدٌ مِن المؤمنینَ یَحزَنُ و یَتألّمُ سآئرُهم کما مَرّ. فقولُه: کَالجَسَدِ الواحِدِ، تقدیرُه کعضوَیِ الجسدِ الواحد.» ( مرءَاةالعقول، ج۹، ص۱۲)
۱۶. روحمجرّد، ص۵۳۷
۱۷. مصرع اوّل آن اینچنین است: «گرت هواست که معشوق نگسَلد پیمان» )دیوانحافظ، ص۶۸، غزل ۱۵۰)
۱۸. مثنویمعنوی، ص۳۳۴.
۱۹. روحمجرّد، ص۵۲۴.
۲۰. نهجالبلاغة، نامه ۴۵، ص۴۱۷.